ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

193

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

روز ديگر صاحبى ايلچى در خانهء لاردوالپول موعود بودند . در آنجا رفتند . تمامى اهل انگريز در آنجا جمع بودند . بعد از صرف غذا مذكور شد كه اهالى پروس و لاردونستين انگريز ناپليان را شكست فاحش داده شيرازهء اوضاع و اساس سلطنت او را به كلى از يكديگر پاشيدند ، و اهل فرانسه جمعيت كرده ، او را گرفته شمشير از كمر او باز كردند و او را از سلطنت خود خلع نمودند و آن روز اين خبر منتشر گرديد ، و صاحبى ايلچى بعد از آنجا مراجعت به منزل نمودند . روزهاى ديگر سواى اغتشاش و پريشانى امر ناپليان ، كه بتواتر خبر ميرسيد ، ديگر امرى واقع نبود . يوم سه‌شنبه دهم : اين روز به اصرار مهمانداران ، صاحبى ايلچى و همراهان به ملاحظهء كارخانه‌جات بلورسازى و آينه‌سازى رفتند . در آنجا كه وارد شدند ، جمعى بر سر راه آمده ، در كمال عزت صاحبى ايلچى را داخل آنجا نمودند و از دستگاه اول كه آينه و اسباب بلور و ظروف ساخته مىشود ، الى آخر دستگاهى كه به اتمام ميرسد و بيع و شرا مينمايند ، تمامى را به ملاحظهء صاحبى ايلچى رسانيدند . ابتدا مكانى است ، كوره‌اى بسته‌اند و آتش بيحد در آن سوخته‌اند . مصالح آينه را در حوض سنگى كرده ، با سيخ‌هاى آهن و اسباب ديگر ، آن حوض را در كوره برده ، مىگدازند ، و در « 1 » آن را محكم مىنمايند ، تا اينكه آن مصالح در آن حوض آب مىشود . بعد از اينكه خوب آب شد ، جمعى مىآيند و در « 1 » كوره را باز كرده ، با سيخ آهن قدرى از آن مصالح [ را ] بيرون مىآورند و ملاحظه مىنمايند . هرگاه به قسمى كه منظور او هست شده است . عرادهء آهنى نزديك كوره مىآورند و با اسباب‌هاى غريب آهنى و چرخ‌ها آن ديگ سنگى را از كوره بيرون آورده روى عرادهء آهن مىگذارند و به مكان ديگر مىبرند ، ابتدا كسى مىآيد و كف بسيار كه روى آن ديگ جمع شده گرفته ، به زمين مىريزد و بعد عراده‌ها نزديك دستگاه كه قالب آينه در آنجا مىباشد مىبرند و چرخى و قلابى و اثاث « 2 » دارند آنها را به ديگ نصب مىكنند و چرخ را حركت ميدهند . ديگ از روى عراده بلند مىشود و به روى قالب آينه يله مىشود و بمرور روى قالب ريخته مىشود . چوبى به طريق چوبهء نان‌پزى دارند . روى آن مىمالند ، تا پهن مىشود ، و بهرقدر و هر اندازه كه خواسته باشند انگاره مىكنند و زيادتى آن را از اطراف قطع مىنمايند . بعد از اينكه آينه پهن كردند و قطع و اندازهء او درست شد و روى آن را صاف كردند به كورهء ديگر مىكشند و آن را در آنجا مىگذارند و آن كوره نيم‌گرم است . اما ابتدا كه انگاره مىكنند بسيار ضخيم « 3 » و كلفت است و هر قدر خواسته باشند مىسازند و مدتى در آن كورهء نيم‌گرم آن را مىگدازند تا خوب خود را بگيرد و به عمل آمده باشد . آنوقت آن را از آنجا بيرون آورده ، بدستگاه ديگر مىبرند . در آنجا چرخى و اثاثى « 4 » برپا كرده‌اند و صفحه‌ها از سنگ ساخته‌اند . آن آينه را روى آنجا مىگذارند و مصالحى به طريق گل زرد كه با آب ممزوج باشد دارند . روى آينه ميريزند و سنگ بزرگ نازكى روى آن آينه مىگذارند . به همان چرخ و اسباب

--> ( 1 ) - متن : درب ( 2 ) - متن : اساس ( 3 ) - متن : زخيم . ( 4 ) - متن : اساسى